The Expertive Radiology Group Of Tabriz Medical University |
ما ز بالائيم و بالا ميرويم
ماز دريا ييم و دريا ميرويم
باد خزان بار ديگر وزيدن گرفت و گلي زيبا و خوش رنگ و بو را از بوستان زندگي ما برچيد . مردي از تبار شقايق ها متصف به خصائل والاي اخلاقي و انساني ؛ قفس تن راشكست و مرغ جان خويش آزاد سا خت و پروازكنان تا بر دوست پر كشيد .
سخن گفتن از مردي نيكو خصالي كه عمر كوتاه خود را وقف خدمت به همنوعان و اطرافيان نمود؛ از توان اين قلم خارج است اما
«آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگي بايد چشيد »
احساس مسئوليتش در محل كار ؛ مايه مباهات همكاران و مديرانش بود و عشق ورزي اش نسبت به همنوعان ؛ سرمايه اي جاوداني روح متعالي وي بود .
هرگز كمك هاي مخفيانه اش به بيماران محتاج و نيازمند و دردمندان جسمي و روحي ؛ از خاطر دوستان و همكارانش زائل نخواهد گرديد . هم او بود كه روح بلندش را به اين رفتار خداپسندانه و بي توقع ؛ از جام سخاوت ؛ صيقل بخشيد و به باور ما ؛ خداي مهربان او را براي قربت خويش برگزيد .
«جاي او در بهشت خالي بود زان سبب خداي به بهشتش خواند»
يكرنگي و صداقت در دوستي را از او آموختيم و گلهاي نجابت را از ديدگان مهربانش بر چيديم ؛ در رفتارش شجاعت موج ميزد و اعتقادش به روز قيامت ورد زبانش بود ؛ بر اسب نخوت و غرور و رخوت ؛ افسار زد و افتادگي و دلسوزي و شفقت را سرلوحه كار و زندگي اش قرار داد .
انسان به تمام معنا يي كه بي شك محبوب اولياء و انبياء و صلحا بود و به مكاني از نظر جايگاه انساني دست يافت كه امروز در هجر آن فرشته زميني ؛ ديدگان خون مي گريند و دلها ريش ريش مي شوند و سينه ها از داغ هجرانش شرحه شرحه .
چگونه باور كنيم فقدان عزيز دوست داشتني را كه سوار بر بال فرشتگان مقرب حضرت دوست ؛ كبوتر روح خويش را از بند اسارت دنيا رها ساخت و در جوار رحمت حق آرميد . رفيق شفيقي كه دل به متاع فاني دنيا نبست ؛قناعت پيشه ساخت و در عوض كوله باري از دعاي خير و رحمت خلق و رضايت خالق براي خويش سرمايه نمود هنوز پرواز ابدي لقمان عزيز در باور تنگ ما نمي گنجد ؛ هموز ديدگان ما به چشمان مهربان اوست در قاب عكسي از خاطره ها كه هميشه در برابر ديدگان ماست .
لقمان عزيز ؛ چگونه در چشمان منتظر ژيناي نازنيت بنگريم كه ملتمسانه شميم عشق تو را مي جويد و هنوز هم چشم براه آمدنت مي باشد ؛ و هنوز هم باور ندارد ديگر نميخواهي سرود زندگي سر كني ؛
براي ايشان چه سخت خواهد بود غم جا نگاه بي تو بودن ؛ با چه كلام و واژگاني بايد قاموس خصال نيكو و سيرت بي مثال تو را بنويسيم ؟ كه اگر اين كار مقدور باشد جزء به خون دل و اشك ماتم ميسر نخواهد شد ؛ اما چه كنيم كه ناچاريم در برابر مشيت الهي سر تعظيم فرود آوريم و در هجر ابدي تو زار زار ناله ها و گريه ها سر كنيم .
در عزايت ؛ آسمان قلب دوستداران ؛ خانواده و همكارانت را ابري سياه و سخت و وحشتناك فرا گرفته است كه جز با اميد بارش رحمت الهي بر روح بلتدت و جز به ياد گذشته هاي شيرين با تو بودن نميتوان بر وحشت آن فائق آمد .
آفتاب مهربانيت به غروب ابدي تن داده اما همواره خاطرات شيرين با تو بودن ؛ زمزه شادي هايت ؛ صداي ناز گفتارت ؛ شوخي هاي به جايت ؛ نصيحت هاي برادرانه ات ميهمان قلب و دل و گوش و زبان ما خواهد بود .
از درگا ه اقدس حضرت دوست براي تو اي « بهترين سرود زندگي » و اي شيواترين ترانه خوب بودن رحمت واسعه الهي و آرميدن در جوار اولياء و اوصيا مسئلت داريم و براي ماندگانت صبر جميل از حضرت دوست ميخواهيم .
صبر بسيار ببايد پدر پير فلك را تا دگر مادر گيتي چو تو فرزند بزايد
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|